به ژرفی اندوهت به قلم سعیده براز
پارت شصت و یک :
هیچ وقت کامل ریش هایش را نمی زد، همیشه ته ریش داشت، موهایش حالت جو گندمی داشت و مو های کنار شقیقه اش کاملا سفید شده بود. بینی و لب هایش به صورتش می آمد و چشم هایش میان اجزای صورتش از همه بیشتر خودنمایی می کرد.
ادیب حتی در سن سی و پنج سالگی از فرهاد هم جذاب تر بود.
یاد فرهاد می افتم، اگر فرهاد می فهمید من در خانه ی ادیب زندگی می کنم، واکنشش چه بود؟؟
حتی برای لحظه ای هم نگران نمی شومØ
مطالعهی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۴۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
م
1درسته اختلاف سنیشون زیاده ولی ادیب اینقدر پیر نیست که موهاش سفید باشه مگه بخاطر مشکلات یا ارثی باشه،ما *** سالم داریم میگن هنوز شرایط ازدواج نداریم این که سی وپنج 🙏🙏🙏
۱ سال پیشآمنه
1واقعا بچه هست وحتی بچگی نکرده همه از سوغات خوشمون میاد ویا درجواب سوال های ادیب اگه دختری *** زیاد باشه یک حرفه ای دیگه که البته دروغ هستند میگفت ولی ژرفی واقعا بچه هست وبه نظرم این خصوصیات ژرفی باعث میشه که ادیب حساس بشه که ممکنه ژرفی وقتی بزرگتر بشه عاشق بشه و اونو ترک کنه رمان عالی وبیان زیبا
۱ سال پیشراز
1امیدوارم پیش ادیب رنگ آرامش ببینه این خیلی زجر کشید
۱ سال پیشماهرخ
4سعیده جان خداقوت مثل تموم آثارت عالی
۲ سال پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
ممنون ماهرخ جان
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

اسرا
2ادیب خیلی آقاست البته باکمی عیب🙏